ميگويد. او پيدا شدن قرقاولي طلايي را در پيزا گزارش ميدهد؛ تصور عمومي بر اين بود كه تا قرن بعدي اين پرنده از چين وارد نشده بود. ماتئو متولد شدن شيرها را در باغ وحش فلورانس توصيف ميكند؛ اينمطلب باعث از ميان رفتن افسانهٴ قرون وسطايي در مورد ولادت نوزاد شير شد.
جوواني فصلي را (مقالهٴ 12، فصل 41) به قران زحل و مشتري و مريخ در سال 1345 اختصاص داده است. اظهاراتش در اين زمينه نشان ميدهد كه در حد اعتدال و محتاطانه در خرافات عصر خودش سهيم بوده است.: او اظهار ميكند اين پيشآگهيها اگر با زمان حوادث تطبيق داده شود سودمند است. او به پيشآگهي مرگ و ميرِ بزرگ سال 1347 اشاره ميكند.
همچنان كه در آغاز مطلب گفته شد، جوواني فكر نوشتن تاريخ فلورانس را زماني پيدا كرد كه در سال 1300 در ميان خرابههاي رم ايستاده بود. آن را با تصميم ادوارد گيبون در سال 1764 در همانجا مقايسه كنيد.
اكنون بايد به ((مسئلهٴ مالِـسپيني)) پرداخت. يكي از منابع مورد استفادهٴ جوواني ويلاني (همچنين دانته) تاريخ فلورانس تأليف ريكوردانو دو مالِسپيني در سالهاي 1270 ـ 1290 و برادرزادهاش جاكوتو (يا جاكتو) دي فرانچسكو مالِسپيني درحدود 1307 بوده است. از اين گذشته، ريكوردانو خود از تاريخ
رم و فيزوله تأليف فيورِللو كاپوچي درحدود سالهاي 1280 ـ 1286 و مآخذ ديگر استفاده كرده است. مورگن در سال 1931 به اين نتايج رسيده است. ((تاريخ مالِسپيني)) سندي واقعي بوده كه تماماً در تاريخ ويلاني نقل شده است. او از آن به صورت مسوده استفاده و سپس آن را تصحيح و تكميل كرده است.
تاريخ مالِسپيني بدانگونه كه مورخي آلماني در سال 1874 مدعي شده اثري جعلي مربوط به بعد از ويلاني نبوده، بلكه اثري است مقدم بر آن و از اجزاي آن.
آنـدريـا دانـدولـو
آندريا داندولو،1 مورخ، سياستمدار، و حقوقدان ونيزي (متوفا 1354). او از اعقاب يك خانوادهٴ معروف ونيزي بود كه چهارفرمانروا به جمهوري تقديم كرد و او آخرين آنان بود. نزد استاد معروف ريكوردو مالومْبرا (استاد دانشگاه بولونيا، متوفا حدود 1334) به تحصيل حقوق پرداخت و در پادوا تدريس كرد.
تاريخ دقيق ولادتش معلوم نيست، ولي ميدانيم در آغاز جواني به مقام بسيار مهمي رسيد و در سال 1331 رئيس دادگاه سان ماركو بود، در سال 1333 فرماندار تريست و در سال 1336 ناظر ايالتي بود. در سال 1343 فرمانرواي جمهوري شد و تا هنگام مرگش در سال 1354 اين مقام را داشت.